من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان...

شاید آن چیزهایی که قبلا عادی بوده،دیگر عادی نیست و نه معمولی.

من مثل خیلی وقت های دیگرم،فقط تازگی ها فهمیده ام یک جوری هستم.که جور نمیشوم کلا.

این روزها کلافه ی مفرطم و کاهش پیدا کرده ام زیاد.

گاهی اوقات هست توی زندگی آدم ها که آدم احتیاج دارد حرف بزند.حرف های الکی بزند.خندیدنش را دوست داشته باشد کسی.یکهو اس ام اس بزند برایش که دوست دارم پیشت باشم.که بیا ببینیمت.که چه خوب هستی.که آدم احتیاج دارد که دلتنگی کنند برایش.دوست دارد زیاد پیش دوستاش باشد و زیادچرت و پرت بگوید که آدم بیخودی نباشد.که معتاد نباشد به اخم و بیحوصلگی.

 

گاهی اوقات هست که آدم دلش نازک میشود.حتی آن موقع ها پرواز مگس ها و جیک جیک گنجشک ها اشکت را در میاورد.نوستالژی دارد.یا بیخودی خنده اش میگیرد و دوست دارد آدم ها را بغل کند و ببوسد.

 

گاهی اوقات هست که آدم خیلی تنهاییش میشود ... آدم وقتی خیلی دلش میگیرد و شور میشود ساکت میشود...و حرفهاش همه و همه خلاصه میشود به گاز عمیقی که از گوشه ی لبانش میگیرد..من همه چیزم سکوت شده..سکوت و سه تا نقطه و یک لبخند رنگ پریده توی عکس ها..

/ 5 نظر / 8 بازدید
Hamed-Hosseinzadeh

ba salam vaa dorood va arze khaste nabashid khedmate shoma dooste gerami vagan matalebetoon jaleb bood vagt kardin lotf konin va be webloge ma ham ye sari bezanin va say konin hameye postasho bekhoonin chon hamashoon jelaban va mofid albate aage shod nazar ham yadetoon nare bedrood [قلب][گل][لبخند][شوخی]

مریم سوادکوهیان

سلام عروسکم خدا رو شکر که از دست این خرمگس راحت شدیم[نیشخند][نیشخند] من همین الان دارم برات یه تک میندازم (انداختم) دلم هم یه عالمه برات تنگ میشه همیشه.باورت میشه وقتی نوشته هانو می خونم باورم نمیشه که تو اینا رو نوشته باشی؟جدی می گم ها!!!!شخصیت بیرونی ات رو خیلی بیشتر دوست دارم بهش نزدیکترم.اما عاشق قلمت هستم همیشه گفتم که قلمت دیوانه اس مثل خودت[قلب] زیاد باشی[ماچ]

نازنين

وای اينجوری که نوشتی يهو دلم واسه م تنگ شد! [گريه]

الهه نامقدس

نمیخوام تکرار کنم که تو چقدر منی! اما.. ملموسی!