شرمنامه های من


+ PrOlApSe

گنجشک  بود.مرده افتاده بود تو پیاده رو.
میدونی مث مردن نیست.مث کنده شدن.که اسمشو گذاشته بودم تنازع برای بقا.که خسته شدم
که بارون میاد
یه حسی شبیه نداشتن سر پناه نداشتن هیشکی که دستاتو بگیره یه حسی مث بی پناهی و نداشتن امنیت.وقتی میخوای کنده بشم.دنیامو نیگاه!بزرگ.توش گم شدم قد قلب تو نیست.
وقتی نفس نداری چه جوری میخوای نفس عمیق بکشی؟!میدونم که میدونی که نمیفهمی!سخته؟اینقد سختم؟
که صدا کردی منو.که اگه صدا نمیکردی من چه جوری شنیدم تو رو؟که کنده شدن مگه به این راحتی؟که همه چیز مزخرفه.که دوستت دارم.که درد.که هنوز درد.که دارم بالا میارم.که مث ترش کردن اول صبح.که اشکام نمیبینی نمیشنوی نمیفهمی نمیخونی.
که لعنتی هستی.
که اینجا دارم جون میدوم.که نمیبینی.که خسته ام.که دارم محو میشم.اینکه چشمات سبزه.اینکه برام مهم نیست.اینکه چشمات به چشمم نیو مد اینکه مریم چشم سبز خیلی دوست داره.اینکه نمیدونم کنکورو چه کار کرد.اینک مهندسی پزشکی میخواست.
اینکه نمیخوام دوباره تو کتابخونه ساندویچ و کرانچی و رانی هلو بخورم.اینکه فکر میکردم بعد کنکور همه چی درست میشه.که نخواستی که مردم که ندیدی.
لعنتی چشمات باز کن.کدوم رفاقت رفیق؟
همه چی پر درد.وقتی حتی پاهام میگیره وقتی نیستی .وقتی به فافا میگم چیزی نیست.وقتی میگم به خاطر تو نیست.من که میخونم از نگات.
آره مریض شدم.حتما استرس بعد از کنکور.تو لعنتی دیدی من چی کشیدم؟
وقتی دیگه ایکن بوس نمی فرستی . وقتی دیوارها اینقد پیشروی کردن.دست دست کردنام به کجام میاد؟
که بگم صبورم؟خیلی پات وایستادم؟که میخوام ولت کنم اگه مال من بودی برگردی؟لعنتی اینا همه اش شعاره اینا همه .. شرای سرنوشت.که عفت کلامممو از دست دادم.که مریض شدم.که چرا نمیای با اون دسته سیاه منو بکشی؟
وقتی هیچی سر جاش نیست.وقتی امی لی داد میزنه going under....
که دارم فکر میکنم یه روز بخندم.که پریروز با فافا خیلی خندیدم.که دیشب خیلی گریه کردم.که تنهایی خوبه.که نمیشه واسه گریه کردن دلیل هاتو بگی اما واسه خندیدن میشه.که نمیشه پیش مامان گریه کنی اینطوری اما میشه بخندی اونطوری.که حتی نشد پیش فافا اونطوری گریه کنم
که خستم.ببین دیگه!از ندیدنت خسته ام.که نمیخوم بمیرم.که نمیخوام خودکشی کنم.که نمیتونم دوباره واسه بار چندم تحمل کنم.که ترسو نیستم اما خودمو ترسو نشون میدم.که میدونستی میشه از ارتفاع نترسید.که پل هوایی رو دوست دارم.که شب رو دوست دارم.که داریوش میگه
با من نیاز حاک زمین بود
تو پل به فتح ستاره بستی
که بارون میاد.که دوست ندارم بارون بیاد.لعنتی دارم دیوونه میشم.که به حرفای یلدا فکر میکنم.که یلدا خیلی خوبه.که یلدا رو دوست دارم.که بازرویششو دوست داشتم.
لعنتی!من فحش زیاد بلد نیستم.دوست ندارم بهت بگم آشغال یا کثافت.تو فقط لعنتی منی.همین.دوست ندارم کسی به لعنتی من نیگاه چپ بندازه.
دارم دیوونه میشم.میخوام خالی بشم
که دلم سنگینه.که نفس هام بالا نمیاد.که همه چی درد.
اینکه چقدر دلم میخواست یه بار پسورد اینجا رو بخوای.اینکه چقدر دلم میخواست برام بنویسی.اینکه اینکه چقدر دلم میخواست پا به پام گریه کنی.اینکه دلم میخواست پا به پام بخندی.اینکه شادیتو میخواستم.اینکه دلم میخواست اون روز تو مجتمع یاس بغلت کنم.اینکه چقدر دلم میخواست بهت میگفتم دستم تا روزها بوی دستاتو میداد.اینکه نمیدونستم همیشه همه چی با دست شروع میشه.اینکه نمیدونستم تمام پسرا دستای دخترا رو میبوسن.اینکه دستا پاک ترین جز وجودن.اینکه دستاتو دوست دارم.
اینکه عاشقم نیستی.اینکه تمام شبو کابوس دیدم.اینکه فافا دلش واسم میسوزه .اینکه خیلی وقته چیزی ننوشتم که اشک بقیه رو در بیاره.
که خسته شدم.که باور کن!که فقط باور کن!که پیش چشمات دارم اینطوری کم میارم.که حق من نیست.که به خدا حق من نیست.که عاشقم شو.مگه چی میشه.که روانی شدم.کخ روانی یعنی چی.
که نگفتم دلم میخواست اون روز پیش حمید ببوسمت.که دلم میخواست حمید ببینه.که همه چی درد.
که چشمهام باز نمیشن
لعنتی دارم دیوونه میشم.
کاش میشد اشکارو نوشت.کاش میشد همه ادمها دو تا دوتا همدیگرو دوست داشته باشن.کاش میشد من جاش بودم.یا کاشکی هیچوقت پیشت نبودم.کاش خسته نمیشدم.کاش بازم میتونستم به خودم بگم که همه چی درست میشه.داری دروغ میگی.یه چیزی مث تنهایی
نه از خود بی خود شدن
دیوانگی
حماقت محض
یه چیزی مث معادله سه مجهوله به توان سه
یه چیزی مث دستگاه گردش خون بسته
یا نه سوسپانسیون آب و چرک
که شیمی بد نبود اما زیست سخت بود
تو میدونی؟میدونی قد تمام زندگیت نابود شدن یعنی چی؟تو تو میدونی جنون یعنی چی؟میدونی چه عذابی داره دق و دلیتو سر کسی خالی کنی که هیچ گناهی نداره؟تو میدونستی رفتن و کنده شدن یه چیز نیست؟تو میدونی کی این جنون تموم میشه؟کی عاشقم میشی؟هیچوقت؟برم بمیرم بهتر نیست؟
اینکه دلم آغوش بی دغدغه میخواد.اینکه بارون میاد.اینکه تو مال منی.اینکه گریه هم فاصله بود....
اینکه بعد دو ماه آپ میکنم.اینکه 31 خرداد تولد 15674982 من بود.اینکه شهریور که بیاد میشه دو سال.اینکه قد یک ماه هم به من نزدیک نیستی.اینکه یه چیز شده.اینکه اینطوری نبودی.اینکه تابستون دوست دارم و هر سال برام زهر میشه.اینکه باشگاه علیرضا خوبه.اینکه بدمینتون دوست دارم
اینکه همه واسه موهاته.اینکه داغ میشی.
اینکه داغ میشم.اینکه یا ازل یا آغاز؟!اینکه اینو میخوام
Take me back to my boat on the river
I need to go down, I need to come down
Take me back to my boat on the river
And I wont cry out any more....
اینکه دلم میخواست اون روز که سرم داد میشکیدی به جاش یهو بغلم کنی و بزنی زیر خنده.اینکه دلم نمیخواد گریه کنم.اینکه چشمام میسوزه از اشک.اینک کاش میشد اشکارو نوشت.اینکه قد دو سال زندگی یه لحظه کنده بشی.اینکه پست 15 فروردین دوست ندارم.تو که نمیدونستی من چقدر دوستت دارم چرا گفتی بیشتر از تو.چرا گرمی دست نوازشگر من مرهم زخم های کهنه تو بود؟اینکه چرا بقیه نمیزاشتن؟اینک گناه من چی بود ؟اینکه رفاقت کشک.اینکه برات سال مهمه.اینکه منو نمیبینی.اینکه دارم جون میدم.اینکه خودم میفههم سرنوشت چرند.  که دوست داشتم باهم بریم دختر بازی.اینکه هر بار میگی بزرگ شدی.اینکه هر بار میشکنم.اینکه کدوم دفعه واقعا مردم؟
ببین داره حالم بد میشه..وایسا....چن مین گذشته..چرا هی تف بالا می اوردم؟چن تا اهنگ تموم شده!دلت واسه من الان نمیسوزه؟الان که به  خاطر تو بالا آوردم ها؟نیگاه کن به چشمام قرمز تر شده...
دلت واسه من بسوزه عاشقم میشی؟
اینکه تابستون دوست دارم.اینکه گشادم.اینکه دارم جون میدم.مث اون گنجشک.
لعمرک انهـّم لفی سَکرتهم یَعمهون
به خدا قسم اینان در مستی خود سرگردانند   حجر/71
به خدا قسم ...به خدا قسم...
میدونی بعضی وقت ها فقط باید مرد... dead
نویسنده : یلدا ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک