شرمنامه های من


+ AcTiOn 1 2 3

صبح.داخل تاکسی
کله"اش"را چسبانده بود به شیشه و ها میکرد.فلش کارت ها را از تو کیفش در آورد.یکی یکی مینداخت عقب.امروز"او "را میدید.یکی از کارت ها را بالا اورد.با خودکار قرمز نوشته بود:خورشید دشنه خوردمو
تو سایه ها امون بده....دوربین از رو صورت دختر که لبخند محوی زده دور میشود و تاکسی زرد پشت چراغ گیر میکند.
ظهر.داخلی
دست "هاش"را گذاشته زیر سر"ش".مو"هاش"میریزد روی صورت"ش".چشم"هاش"را دوخته به سقف.یهویی دلش گرفته خب و یهویی تر خواسته برود به جایی که اینطوری یهویی نگیرد دل"ش".دوربین جلو می آید روی صورت دختر(شاید)زوم میکند.بیرون(جایی خیلی دور)باران میبارد.آرام انگار کسی با نوک انگشت هاش میکوبد به شیشه و صدا میزند.
برش روی صورت دختر
عرق کرده.اشک هاش عرق ها را روی گونه اش این ور و ان ور میکنند.میدود.
موسیقی تند پس زمینه...
توی خیابان(زیادی تنگ)دست های "او"زده از دیوارها بیرون.خودش را میبیند که وایستاده زیر باران و میرقصد.چشم"هاش" را میبندد.
غروب.خیابان
دل"ش" کمی سوت زدن میخواست.دست" ها"را کرد توی جیب"ها".انگشت هاش را حلقه کرد به چیزی توی جیبش.
تمام بعد از ظهر را زل زده بود توی چشمهاش.بعد "او"خواسته بود تلافی کند.دختر خنده اش میگرفت.نگا"هش"میکرد و با لب های گاز گرفته شده تو دماغی میخندید و ابروهاش را نمایشی چین میداد.بعد "او"سرش را آورده بود جلو وبینیش را مالیده بود به بینی "اش"بر میگشت عقب.تمام طول خیابان را. و نیز تمام بعد از ظهر را...
شب.داخلی
دوش اب را میبندد.میلرزد.حوله را محکم میکشد روتنش.مینشیند پشت صندلی و از تو لایبرری دوبار کلیلک میکند .
مهتاب با شب راه نیومد
خزون که کوتاه نیومد
چشمات که بارونی شدن
ابرا که زندونی شدن...
سرش را میچسباند به میز.حس میکند که چقدر بسته های کرانچی،رانی هلو مچاله شده،سیدی گارفیلد، عروسک زرد روی مونیتور وکتاب هاش  را چقدر دوست دارد.بند سیاهی چند دور خورده تو دستهاش و قران گردنی ازش آویزان است.
آهنگ رفته روی بعدی
Goodnight, sleep tight
No more tears
In the morning I'll be here
And when we say goodnight,
Dry your eyes
Because we said goodnight,
And not goodbye
We said goodnight
And not goodbye....
قطره های خون میریزد.روی فرش.دوربین دور میشود.بیرون،جایی نه خیلی دور،باران میبارد
اتاق تاریک میشود.
او می آید.زیر باران...
کسی چراغ ها را روشن میکند و داد میزند:تمومه.خسته نباشید!


----
این فیلمنامه در نهایت سلامت عقلانی توسط اینجانب نوشته شده و قرار است روزی توسط همین جانب به روی پرده بیاید.هرگونه استفاده ابزاری از این اثر پیگیرد قانونی دارد.D:

نویسنده : یلدا ; ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک