شرمنامه های من


+ FucKing LiFe......

بي تو من و پنجره هاي بسته
بي تو منو زمزمه هاي خسته
بي تو من و شب ناله هاي بارون
تنهايي و دل به خون نشسته.....
آره من درد عشق دارم.من حالم خرابه رفيق.خيلي وقته زدم تو خاكي.هي تو ميفهمي كه من زدم تو خاكي.واسه چي مبارزه ميكنم؟براي اخري كه معلومعه اخرش چي ميشه؟
همون موقع كه فهميدم دلش يه جا ديگه گيره بايد خودمو ميكشيدم كنار.نميتونستم دوريشو تحمل كنم؟بدرك .اصلا من بدرك احساس من بدرك.مني كه با خودم كنار نيومدم.اما اين حق من نبود.مني كه تازه داشتم عشق مزه مزه ميكردم.اين حق من نبود كه تو تموم زندگيم   خيال ميكردم عاشق شدن گناه.
Sometimes in life you feel the fight is over
من خسته ام دلتنگم  هر چيم كه باشه ميدونم درد عشق دارم.اينو ميخوام داد بزنم.تا كي بيخود و الكي بخندم تا كي ميخواد اينجوري باشه؟از خودم بدم مياد ميفهمي بدم مياد
ب ....دم....مي...اد.
I know that everything is gonna change
Even the friends I knew before may go
كم اوردم.به اينجام رسيده.
_ يلدا چشمات چرا قرمزه؟؟؟؟
+هيچي بابا ديشب تا نصف شب بيدار بودم تاريخ ميخوندم
_بابا خرخون
+خجالتم نده حالا
حالم بهم ميخوره.مرجان هم چه دل خوشي داره:يه روز مياد دوباره دستاي من و تو براي عشق يه فصل موندني ميسازه.....باشه باشه حتما بهش ميگم.بزار خودمو بزنم به اون راه كه اسگل شدم.عر عر عر عر
ميدوني چيه؟من فقط مشكلم اينه كه .... خب بزار دقيق بگم من عاشق يكيم اون عاشق يكي ديگه.اووم .ميبيني كه خيلي سادس.
از خودم بدم مياد.به خاطر چي وايستادم؟چرا شده نقطه اول و اخر نوشته هام؟من كه برا عاشقي كلي وقت داشتم.اين حق من نبود.حق مني كه...من كم اوردم
با اين ترانه برگرديم به هفده سالگي من...به خنده هاي بي وقفه به بغض خانگي من....
بايد چي كار كنم؟بايستم و ببينم كسي كه براش جون ميدم برا يكي ديگه جون ميده؟ببينم من با اون به اوج ميرم و اون با يكي ديگه؟بايستم و هر دفه بغضمو قورت بدم و با خودم بگم:حل ميشه.حق داره...
در كجاي كوچه گم شد سكه ي جواني من..بگو كجا به گل نشست كشتي بادباني من....
من دنياي بدون عشق و عاشقي و بغض خودمو ميخوام.من دنياي ان لاين تابستونم ميخوام كه با تموم دوستيم براش اسمايلي عشق مسنجرو ميفرستادم.من نگاه اون موقع هاشو ميخوام.محبتشو ميخوام.
_يلدا ؟مزخرف شدي
+ميدونم.
تو تموم اين مدت دوستاشو عين دوستاي خودم دوست داشتم.اما اونام دركم نميكنن.همه شون صميميت منو به حساب چيزاي يي ديگه اي ميزارن.من از خودم خسته ام.چرا همه منو اسگل كردن؟اين حق من نيست مني كه هر چي صداقت به خرج ميدم بيشتر ضربه ميخورم و ميشم بچه و خنگ.

_يلدا؟گريه ميكني؟
+اره دلم ميخواد.تو تنهايي خودمم نميتونم راحت باشم؟
_يلدا بابا بي خيال
+برو گمشو
خدايا ! نه من خيلي پستم نبايد اسم تو رو بيارم.من خيلي كثيفم خدا ميدونم.اما تو يه دفه هم يعني صدامو نشنيدي؟يه دفه نگفتي اين دختره چشه؟خدايا؟اين سهم من بود؟
من سعي خودمو كردم.هر چي ميشد تو خودم خفش ميكردم.بي خيال همه طعنه ها ش شده بودم.اون خودش به اندازه كافي مشكل داره.نميخوام يكي ديگه ام بهش اضافه بشه...من خسته ام.دلم براي نگاش تنگ شده
let me have just one more chance ...
برا صداش.خيلي زجر اوره.خيلي اين كه هر ثانيه ميترسي كه برگرده بهت بگه برو گمشو برگرده  بهت بگه برو دنبال زندگيتو و عشق مزخرف و كثيف خودتو ازم دور كن...واي خدا من نميتونم من طاقت اين لحظه ها رو ندارم.خدا داري با بنده ات چي كار ميكني؟ميخواي منو بكشي خب بكش اما زجر كشم نكن.
مثل ابراي زمستون دلم از گريه پره...شيشه ي نازك دل منتظره تلنگره...
بقيه ديگه چرا منو نميفهمن؟همه شون ادعاي دوستيشون ميشه..حالم از اين دوستي هاي نم گرفته بهم ميخوره...حالم بهم ميخوره كه يه دفه احساس مسئوليت خيلي ها گل ميكنه حالم بهم ميخوره  كه بعد  اينهمه مدت ادم نشدم.حالم خرابه رفيق بد تو هپروتم.هي داداس من اگه واسه همه لاتي واسه ما شكلاتي..ميبيني قاطي كردم.اصا نميفهمم چه جوري زندگي ميكنم دارم مردگي ميكنم مردگي............
دلم ميخواد سرمو بگيره تو دستاش.ميدونم فقط اونه كه ميتونه اين بغض لعنتي رو بشكونه.فقط اونه.دست بكشه رو موهام و بگه:ناراحت نباش نمكي من!غصه نخور نمكي من،گريه نكني يه وقتي ها!من طاقت گريه كردنتو ندارما.نمكي من من دوستت دارم به خدا.بعد من دوباره اسگل بشم و بعدش با هم راني هلو بخوريم و من موهاشو از جلوي چشماش بزنم كنار و اون بهم بگه تموم اين مدت من تو خواب بودم.......من نگاه اولاشو ميخوام!!به خدا اين سهم من نبود.به خدا نبود
_يلدا؟گريه ميكني؟؟؟؟؟اي مظلوم نماي پست رذل
+ولم كن.اره تو خيال كن من مظلوم نمايي ميكنم
_تو مگه عاشقش نيستي؟لااقل به خاطر اونم شده خفه شو
+تو چه ميفهمي منو؟
چشم تو همرنگ يه باغه تو غربت غروب پاييز.....
دلم برا پاييزم تنگ شده حتي.من چه جوري بهارو باور كنم؟هر چيزي رو نگاه ميكنم يادش ميفتم.به هر چيزي دست ميكشم يادش ميفتم هر اهنگي رو گوش ميدم يادش ميفتم..يه جورايي تو وجودم يه خونه به اسم خودش كرده...اينا همه بغض ميده به من فكر اينكه تا چند ماه ديگه....نه نه من نميتونم باورش كنم.هي رفيق ميبيني كه من كاملا ديوونه ات شدم بروبرگشتم نداره
_يلدا جمع كن بساطتو.ميخواي اخرش بهت دركوني بزنه؟دوستت نداره چرا حرص ميزني
+اخه من كه كار بدي نكردم.چرا بايد اينكارو كنه؟خدا مگه منو دوست نداره؟
_نه ديگه خره.نه اون دوستت داره نه خدا
would you die
 for the one you loved?
 Hold me in your arms, tonight.
پوست زير چونمو كندم.ميسوزه برام فرقي نداره.بزار بسوزه.دلم ميخواد خودمو خورد كنم.خيلي خسته ام خيلي.چرا دستامو نميگيري رفيق؟نميبيني دارم جون ميدم؟
من و هر ثانيه و جنون تو
واسه من همين خيالتم بسه
بزار جاده ها رو اشتباه برم
ما كه دستمون بهم نميرسه...
_عادت داري هميشه خوشحاليشو ضايع كني وقتي تو اوج؟
+من تو تنهايي خودمم.دارم درسمو ميخونم خب
با حرير پيله هاي كاغذي واسه من جاده رو ابريشم نكن
من به پروانه شدن نميرسم حرمت فاصله مونو كم نكن......
 I just want to hold you.  Am I in too deep?
.....من هيچي نميخواستم فقط اونه كه ميتونه بغض لعنتي سر گلمو برداره .
فافا يادته ميگفتي عشق پاكت هميشه بهش كمك ميكنه هه حالا كه شدم موي دماغ!من خسته ام فافا.خيلي....ميخوام بخوابم فافا و هيچوقت بيدار نشم...
But if, I ever have to chose, love is my decision,
With you I just can't lose, stay here by my side,
Love is my decision, forever you and I........
برام لالايي ميگي؟يه چيز ديگه يه ذره بغلم كن..يه كوچولو....
پ.ن:فوق العاده بدبختم خوم ميدونم
پ.ن2:فوقالعاده بدشانسم بدبختم هستم
پ.ن3:هم بدشانسم هم ديوونه..راستي بدبختم هستم
پ.ن4:هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف نمي رهاند
پ.ن5:بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است
اين پست نتيجه ي بي قراريهاي امروزم بود.چيزي در من شكست و هر بار ميشكند.انگار هر روز ميميرم كه مردنم ثابت نميشود......

نویسنده : یلدا ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک