شرمنامه های من


+ Don't try to fit me, i'm not broken

سلام.من دارم نفس ميكشم.موهامو آناناسي زدم.من خوبم.ساعت 9:22 صداي ايران.دل دردم خوب شده و من در كمال ناباوري تصميم گرفتم آپ كنم.خب ميتونستم خيلي راحت برم يه وب ديگه يه جا كه تا اخر زمون ميتونستم دلتنگي هامو بنويسم و هي بگم اهاي خدا چرا عاشق شدم من؟! و دهن خودمو و بقيه رو سرويس كنم! اما خب موندم ديدم اينجا رو دوست دارم.ديدم دلتنگي كه هميشه هست دليلي نداره برا اين و اون جار بزنم .ديدم من اين 15674982 رو دوست دارم .يه دفه ديدم من بايد آپ كنم.برم كه چي بشه؟خب اينجا وب خوشگل  منه متعلق به منه.تعلق؟با اينكه يه كلمه عربيه، قشنگه!اينجا مال منه  لينك هر كيم دلم خواست ميزارم تو سلكشنش و برام مهم نيست چند نفر اينجارو دوست ندارن اينجا مال منه  و دلم نميخواد كسي بهش نگاه چپ بندازه اينجا يادگاري لحظه هاي ناب منه يادگارشب زنده د اري هامه  و من دوسش دارم شرمنامه هامو دوست دارم
_asl plz?
+yaldam dige baba
_khodeti?
+na pas shohar amame!
-ridan to tasmim girit
+bootet mikonama
 من مات شدم به ساعت مچيم رو ميزم و دلم يه راني هلو ميخواد پرتقالم باشه بد نيس!خب من نميخوام توضيحي راجع به اين مدت بدم..بيخيال
من به شدت يه دوست دختر سرخپوست امريكايي ميخوام.
.يه بوس بده...اااوووووم ماچ!يه ماچ داد و دمش گرم بابا دمش گرم!جيگرمو!!
-are u  ok?
+yeah
_that's nice!
+yeah,
دارم جايي ديگر گلي ترقي رو ميخونم اخ من چقد ديوونه ي اين خانومم !عاشق داستان درخت گلابيش شدم
واي من 40چراغ نخريدم چند هفته اس.دلم براي شرمين تنگيده.خب دارم خودمو شاد نشون ميدم به خودم ميگم بيخيال همه غصه ها.موهامم آناناسيه ديگه چي ميخوام؟كفش قهوه اي مو دوست دارم با اون خطاي نارنجي و رنگي رنگيش. خب ديگه چي؟اينجام كه وب خودمه پيرهن نارنجي تنمه عينكمم هم شيشه اش تميزه تميزه..منم كه حالم خوبه
حلقه ام هم دستمه.حساب كارم دستمه.كلا در دسترسم فون لاين بيزي هم نداريم.منم دوباره اومدم..دوباره..با همون يه درصد باقي مونده..دلم تنگيده بود برا اينجا.گوشم ميخاره يكي بياد دستشو بكنه تو گوشم!
كرانچي نميخوام من بستني ميخوام با راني هلو. 
موزم ميخوام.انگار دارم چرت و پرت ميگم!من به شدت به اين موضوع پي بردم كه فوق العاده آدم حسوديم و قاطي!
hey buddy!take care of yourself!
  كام داداشی عرفان هم پوكيده گويا!و نميتونه بياد نت زياد.از مهديه هم خبری ندارم سرگرم درس خوندن انگاري. ناهيد  رفته سفر.ناهيد احساس ميكنم دلم ميخواد با هم يه رانی هلو بخوريم.شادي هم رفته يزد!باز وقتی اومد ميگم از اون بالا كفتر ميايه اخ من به شدت حاليده ميشم با اين نامه هايی كه پسر همسايه پاره كرد .آخ اخ از دست اين پسرا مخصوصا همسايه!باز دوباره حس نوستالژيكم گل ميكنه.بهتره درباره پسرا حرف نزنم!الناز هم پيداش نيس!وای جديدا با اين يلدا ی بازرويش هيجان زده ميشم اسيدی! آرمين ريش متالشو زده و من دلم ميخواد به طرز فجيعی خفه اش كنم انسان پليد.هی اپ كن ديگه!.بعد ديگه چی شد؟اها شايانم موهاشو كوتاه كرد بعد شاهرخم ميخواست كوتاه كنه.بعد مانا هم موهاش مث مال من اناناسيه!بعد من به سارا گفتم اسب بی عرضه دو بارم گفتم بعد ناراحت شد گفتم مگه چی گفتم همش دو تا كلمه گفتم هر دو تاشم اسب بی عرضه بود بعد اعظم خنديد سارا قاطی كرد بعد اعظمو زد اعظم منو زد منم اسب بی عرضه رو ببخشيد سارا رو زدم بعد هيچی ديگه دارم چرند ميگم ...اره دارم گول ميزنم خودمو بيخيال .هی يكی بياد دستشو كنه تو چشمم...هه هه هه يلدا عجب خوردنی شدي 

ساعت ۱۰:۴۴

خسته ام.خوابم مياد.ميخوام بيگانه البركامو رو بخونم.گاهی اوقات هست كه ادم ميدونه دارن ازش سؤاستفاده ميشه ميدونه دارن با احساساتش بازی ميكنن ميدونه نگاه بقيه نسبت به اون عوض شده ميدونه اسگلش كردن ميدونه دوسش ندارن ميدونه شده كيس خنده ميدونه خيلی چيزا رو ميدونه اما يه چيزی هست بيخيال همه چيز ميشه و برميگرده به گذشته ای كه دوست داره يه وقتايی هست تو دلت ميخواي بشی خود قبليت ميخوای بگی من مث قبل شدم و ميشی يه مدتی طول ميكشه اميدوار باش همه چی مث قديما ميشه الا...

۱۰:۵۱

پ.ن:يه دوست جديد پيدا كردم ای اس الش اينه:محمدامير ۶ ساله بابل!تو پاساژ باهاش اشنا شدم!آقايی برا خودش!

پ.ن۲:من هنوزم به سيبی خوشنودم و به بو كردن يك بوتهی بابونه...دور ها آوايی ست كه مرا ميخواند..هی يلدا!كفش قهوه ای هام كوش؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن۳:آقای رييس جمهور  از اينكه با لغو دستور ممنوعيت زنان برای ورود به استاديوم فوتبال ما رو در كل جهان و راه شيری مثل آب برای شكلات يا به عبارتی اسگ.. كردين متچكريم(گروهی از زنان خوددرگير ايرانی كه غذاشون روی گاز است؛دو نقطه دي) 

نویسنده : یلدا ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک