شرمنامه های من


+ رو تن تنهاييهام اسم تو رو نوشتم...

underneath youre clothes
there's an endless story
there 's a man  I choose
there 's my territory
دستمو فشار ميدم تو دلم....چشام ميسوزه...ميخوام گريه كنم؟..خسته ام از بس اينجا حرفاي تكراري نوشتم..خسته شدم از بس گفتي چته و چي ميخواي و گفتم نميدونم...because of you  I forgot smart ways to lie  because of you
running out of resons to cry ...
پوست كنار ناخونمو ميكنم...نميدونم چمه نميدونم چته نميدونم اعظم  چشه نميدونم  نميدونم  آدم اي دور برم چشونه
نميفهمم چرا اينطوري شد...حوصله هيشكي ندارم حوصله خودمو هم ندارم....ميدوني  نميدوني؟خودمم نميدونم
You 're a song
written by the hands of God
don't get me wrong
this might sound  to
you abit odd
خسته ام از بس همه به چشم يه فاحشه نگاهم كردن..خسته ام از بس تو گفتي قيافه ميگيرم..خسته ام از بس نصيحتم كردن..موهامو باز ميكنم چنگ ميزنم توش...خسته ام خسته آهاي آدما ميفهمين؟..خسته ام  ...ميكشم موهام از سر حرص تو دستم پر مو ميشه...
-ديوونه شدم؟
-حتما
بابا از اين زندگي خسته شدم..حوصله ام نميكشه زندگي كنم ..ميرم گوشه تختم..پنجره رو باز ميكنم..سوز مياد تو.. با طعم تلخ اشكام مخلوط ميشه ...فكر ميكنم مزه فالوده بده...خودمو بغل ميكنم بالشت فشار ميدم رو دهنم...هق هقم تو خودم خفه ميشه....خسته شدم از بس ظاهر سازي كردم پيش اين و اون كه خوشحالم كه دارم با نهايت آرامش زندگي ميكنم...دلم برات ميسوزه خيلي.توي بيچاره شدي مخاطب نوشته هام و بخواي نخواي همه چيز سر تو خراب ميشه....تو هم ازم خسته شدي..خسته....ميرم رو پنجره ميشينم و پاهامو ميزارم بيرون و تو هوا تكونشون ميدم...موهام ميخوره تو صورتم سيخ سيخ با اشكام مخلوط ميشه ..اشك و سوز و موهاي مشكي!فالوده مو......من خسته ات كردم..دلم ميخواد بالا بيارم يه مايع لجزي انگار چسبيده به دلم ..رو تاولاي خوني دلم....سرمو ميندازم پايين..گردنم خنك ميشه..قرآن تو ميفته از تو پيرهنم بيرون..ميدوني خيلي دوسش دارم بهترين چيزي بود كه ميتونستي بهم بدي...قد تموم خاطره هاي صورتيم دوسش دارم...دوستت دارم
من گمم؟گيجم؟دوباره گريم ميگيره پر بغضم اما نميتركه اونقدري ....كه بايد
Am I in too deep?  Have I lost my mind?
 I don't care...  You're here tonight.
 I can be your hero, baby.
 I can kiss away the pain.
 I will stand by you forever.
 You can take my breath away. ...ميام تو..پرت ميكنم خودمو رو تخت..زير لب ميگم"* هر كس روزنه اي است به سوي خداوند اگر اندوهناك شود اگر به شدت اندوهناك شود"..قرآن ميگيرم تو دستم تو مشتم ....ياد دستاي تو ميفتم...ياد تو ميفتم؛ وسيع  ،تنها و سربزير و سخت... قلبم انگار نميزنه ديگه..بوي تو مياد..چشامو رو هم فشار ميدم...گرممه خيلي گرممه...دلم ....ميخواد كله مو فرو كنم تو آب سرد
 You can take my breath away.
عينكم ميندازم ...استخووناي دستمو بهم فشار ميدم..ميدوني منم از اين وضع بدم مياد.بدم مياد.بدم مياد.از اينكه تو رو زجر بدم و خودمو وبقيه رو بدم مياد......چند تا مشت ميكوبم تو بالشتم..بايد بخوابم..بايد بخوابم..بايد فراموش كنم...دستمو ميزارم رو قرآن كسي حرف منو انگار نميفهمه..مرده زنده خواب و بيدار نميفهمه..كسي تنهاييمو از من نميدزده...
I just want to hold you.
بوي تو مياد..خودمو مچاله ميكنم...بالشتم ميگيرم بغلم..موهام مياد تو چشمم..چند تا قطره اشك ميفته رو قرآن....
پ.ن:دلم هواي درس دوم ،سال دوم ابتدايي رو كرده:دوستان خوب
پ.ن2:دلم يه جاي دنج ميخواد تا..... ساعت ها به دستات خيره بشم
پ.ن 3:اين روزا به شدت احتياج دارم تا با بچه هاي تو كوچه يه دست گل كوچيك بازي كنم
پ.ن4:تنها دلخوشي من موقع باز كردن كيف پولم بوي آدامسي كه تو بهم دادي و من در نهايت بي رحمي با چسب دورش سيم خاردار كشيدم...


*جمله ي ابتدايي كتاب"روي ماه خداوند را ببوس"

نویسنده : یلدا ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک