شرمنامه های من


+ من باهارم تو درخت....

 

 هيچ باورم نميشه كه بهار داره از راه ميرسه من هنوز تو بهت پاييز موندم اونوقت بهارو چجوري باورش كنم؟اين روزا من رواني شدم انگار و اين ديوونگي خيلي حاد.ديوونه ي بوي سنبل شدم و لاله هاي زرد و صورتي مغازه ي سر باغ فردوس.اين روزا واسه همه چي بغض ميكنم  واسه ماهيها واسه سبزه ها واسه بوي عيد از لحظه ي سال تحويل هيچوقت خوشم نميومد يه جوري منو پر ميكنه از خودم و خفم ميكنه يه جوري اشك مياره تو چشمم حالا امسال كه ديگه منو ياد خيلي چيزا ميندازه ياد تو ياد تو ياد تو ياد تو اينقدر از يادت بايد سرمشق بگيرم تا يادم نره برا من سال اول دوست داشتنم چه سخت بود و سنگين يادم باشه ياد تو ياد تو ياد تو...
بازم مثل هميشه هيچ فكر ميكردي  كه اينجوري بشه اينقدر غريب اينقدر احساسي
توهم مثل من ميدوني كه گيج شدن يعني چي كه گم كردن يعني چي يعني چي وقتي يه تيكه از وجودت باهات قهر كنه ..
همش احساس ميكنم ديگه هيچي مثل قديما نيست هيچي و هيچوقت هيچي مثل گذشته نميشه ميدوني ميبيني كه هر دو تامون انگاري عوض شديم هر دو تامون شديم فيلم هندي به قول تو
 يه اعترافي بايد بكنم من هيچي از عشق سرم نميشه هيچي  من خيلي كار كنم دوست داشتنو بفهمم كافيه اما ميدوني اينم بدون كه من تو رو يه جوري دوست دارم يه جور عجيب كه نميفهمم يعني چي معنيش ميدوني از مون لحظه اي كه باهاتم تا اون لحظه اي كه ميري دلم برات تنگ ميشه ..هميشه دلتنگتم با تموم لوس   بازيهات با تموم غررورت  با تموم وجودم
دلم ميخواد هي از عيد بنويسم و خط بزنم دلم ميخواد برم سفر يه جاي خيلي خيلي دور دور دور
پ.ن:از لباساي پر از مليله و منجق همونقدري بدم مياد كه از اون پسره ي پرو با اون تيكه هاي مسخره  و فرهنگ الوده اش
پ.ن2: عرفان ميگه من دارم غرق ميشم چه خوب منو فهميد

اون چند تا شاخه گل زرد ديوار بغل اويشن يه حسي بهم ميده شبيه اون موقع هايي كه بلاگ شهرزاد ميخونم
پ.ن3:چرا تو جلوه ساز اين بهار من نميشوي؟چه بوده ان گناه من كه يار من نميشوي؟
پ.ن4:اخ من چقدر از روبوسي عيد ديدني بدم مياد چي ميشه ادم هر وقت حس    بوسش بود هر كي رو دلش ميخواست ميبوسيد

 زندگي رسم عجيبيست تو عجيبتر

نویسنده : یلدا ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک