شرمنامه های من


+ من از اين فاصله ها بدجوری گريم ميگيره............

وقتی نگام ميکرد تو نگاش يه چيزی بود چشماش برام هميشه يه علامت سوال بود تو نگاش هزار تا شوق ميديدم خيال ميکردم اون قدری که من تو فکرشم اونم به فکر منه  خيال ميکردم وابستگی من برا اونم وابستگی مياره..............ميدونی من هنوزم نميتونم اينو باور کنم که پاييز تموم شده هنوزم ياد اون زمستون افتابی ميفتم تو اون کافی نت هنوز ياد نگاه شکسته ات ميفتم تو با من خيلی کارا کردی با احساسم يه جورايی منو زير و رو کردی حالا توقع داری ازم يادم بره؟نه من ادمش نيستم..........

احساس ميکنم دارم نابود ميشم احساس ميکنم هر نگاهش وجودمو زير و رو ميکنه احساس ميکنم از خودم ناراحتم به خاطر احساسم عشقم نميخوام امشو بذارم بچگیميخوام غرق بشم ميخوام ديوونه باشم خسته ام قد يه دنيا خسته خيلی .......

پ.ن: من & تو = يه  جور بازی

پ.ن:قبلا يه چيز بود تو نگات الان به روم نمياری کاش همه چی يه خواب بود تا کی.......... ميخوام بغض باشم تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

نویسنده : یلدا ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک