شرمنامه های من


+ .....................

اما خيلی دير دونستم تو فقط عروسکی

کور و کر بازيچه باد مث يه بادبادکی

دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم

تو رو خيلی دير شناختم وقتی که تموم شدم.......................

پ.ن:از نگاه های هيز و لخت باد بدم مياد وقتی احساس عشق ميکنه............شونه هاتو دوست دارم برای همه چیز

نویسنده : یلدا ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک