شرمنامه های من


+ امشب حال مرا تو نميدانی

دلم تنگ شده برای تمومی با هم بودنمون. تنگ شده دلم برا خودم يکی نيست پيدام کنه؟دلم ميخواد پيشم باشه وقتی no volverگوش ميدم دلم ميخواد پيشم باشه پيش خود خودم همون دختر دريا و بال و آتيش...دلم همه چی ميخواد و هيچی نميخواد...اين سه نقطه ه ی تو وبلاگم مثل اينکه خيلی رو اعصاب بعضی ها راه ميره.خودمم دلم ميگيره اصلا اينجوری نقطه ها يه جوری گيجم ميکنه و من ميتونم با تموم وجودم بگم عاشق اين سرگردونيم.....

مث اينکه خيلی شورشو مسخره کردم.....

اين روزا دلم لک ميزنه واسه يه ساعت نشستن و زل زدن تو چشاش يه رنگ خاصی داره که من نميفهمم مشکل چشامه يا چشاش يه بيرنگی که منو وسوسه ميکنه دست تو چشاش کنم وبگم:هی تو واقعی هستی؟

نميدونم بعضی ها بوی چی خورده تو بينی محترمشون که بقول معروف از خودشون محبت در وکنن؟ما که بخيل نيستيم اما اون ضرب المثل معروف شنيدين که به دعای گربه کوره بارون نمياد؟با معذرت از پذرفتن کامنتايی با محتوا عزيزم وبلاگ زيبايی به من هم سر بزن معذوريم..وييييی اينقد يه جوری ميشم با اون کامنتا...

امشب يه جوريم نميدونم چمه يه دفه ميرم تو فاز خودم يه دفه فکر ميکنم نميتونم ديگه تحمل کنم يه دفه زندگی به قول شادی کوفتی ميشه يه دفه دلم ميخواد  يعنی اونو ميخواد عرفان ميگه از کارام سر در نمياره راستش خودمم يه احساسی مشابه با اون دارم.

چشم تو هر جا که ميرم جاری تو چشمای منتظره من.......چند روز پيش سارا يه عطری زده بود که از دور بوی عطرشو ميداد و من چقدر از فاصله ی يه متری سارا رو  بوسيدم فکر ميکنم يه جورايی هيچی نميدونم خيلی وقته رسيدم به اين نقطه اره من خيلی چيزا رو نميفهمم و ميشد گفت تقريبا هيچی نميفهمم!

پ.ن:ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها ميشد با خود ببرد هر کجا که خواست...و تو همان وطنی هستی که من روی خاکش ايستاده ام و تو را زندگی ميکنم

پ.ن۲:خيلی وقته تو جنگلبانی قدم نزدم.خيلی وقته خودمو دارم مجبور ميکنم سنگ بشم خيلی وقته دارم ياد ميگيرم همه چی فراموش کنم خيلی وقته خودمو دادم دست باد.خيلی وقته فهميدم نگاهش حرفاش مال من نيست خيلی وقته ياد گرفتم بشکنم و دوباره بند بزنم خودمو...خيلی وقته فهميدم من اون چيزی نيست که فکر  ميکردم...........خيلی وقته خسته شدم بريده شدم خيلی وقته که سهم من از تو يه خاطرس همين وبس ديدين دوباره يهويی اينجوری ميشم!

پ.ن۳:تو هنوزم راز جاده های سرخو ميدونی.....

پ.ن۴:برام کرانچی بخر سرتو بگير بالا ميخوام يه ساعته تموم تو چشات بخندم و بهت بگم دوستت دارم

نویسنده : یلدا ; ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک