شرمنامه های من


+ به ياد تو شکستم

من ندانم كه كيم
من فقط ميدانم
كه تويي
 شاه بيت غزل زندگيم
نميدونم بايد چي كار كنم گيجم گنگم تنهام دلم به همسفر ميخواد.بدجوري اين روزا احساس پوچي ميكنم بدجوري رفتم تو خودم بدجوري.اخ اگه ميفهميد ميدونم همينقدرشم خيلي بهم كمك كرد لااقل دل خوشم نكرد كه عاشقمه لااقل دروغ نگفت نگفت . نگفت.
كسي با سكوتش
مرا تا بيابان بي انتها جنون برد
كسي با نگاهش
مرا تا درندشت درياي خون برد
مرا بازگردان
مرا اي  به پايان رسانيده
اغاز گردان!
وبلاگ شادي رو كه ميخونم با خودم ميگم منم يه روزی يه دختر بی دغدغه بودم كاش هيچوقت بزرگ نميشدماخه هنوز نميدونم چمه.....اگه باشی با نگاهت ميشه از حادثه رد شد.......

پ.ن:از تو می ترسم و از خودم بیشتر ...
پ.ن:يه چيزی رو ميدونستی كه دوست داشتن كار دله؟ادم ميتونه هزار نفر رو  دوست داشته باشه اما عشق يه چيز ديگه است انگار بخوای زير اب سرد چايی شيرين بخوری اين روزا اگه ديابت نگيرم خوبه از اينهمه چايی شيرين خوردن...

پ.ن۳:حسوديم ميشه اره حسوديم ميشه خودتم ميدونی چرا حسوديم ميشه حسوديم ميشه نميخوام اصلا حسوديم ميشه و هر چقدر هم كه بخوای برام بستنی شكلاتی بخری بازم حسوديم ميشه اما يه چيزی من اصلا ادم حسودی نيستم ها!

نویسنده : یلدا ; ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک