شرمنامه های من


+ من نميگم تو هم نگو بذار يه راز کوچولو بمونه که...

ترانه ی رنگين کمان را می ا نديشم

ترانه های اندوه را می انديشم

با اهنگ های زرد

اه

 گندم زار های بی گندم برهوت های برهنه ی تاول

زير اسمان تفته ی سرزمين من

و بارش رگبار ابرهای جهان

در چشم های افلاکی من برق ميزند

ترانه های درد را می انديشم با اهنگ های بنفش

اه

خانه های ويران

سلول های منزوی

بر پيکر مثله مثله زادگاه من

و سيلاب های مذاب اتشفشان های زمين

از بغض باستانی من ميجوشد

ترانه های رنج را می انديشم

با اهنگ ها ی آبی

آه ای کودکان نظامی پوش

فردا های قربانی

بر مسلخ امروز  مرزهای ميهن من

و خشم بردگان طاغی اعصار

در گلوگاه تاريخی من نعره ميشود

ترانه های حسرت را می انديشم

با اهنگ های سبز

آه دختران بی چهره

بی اندام

گوشت های شهوت زدا برسفره ی  بستر

جوانی های ممنوع مادران موطن من

و پرندگان قفس های قرن ها

تا قلب عاشقانه من بال ميکشند

ترانه های شادی را می انديشم

با آهنگ های نارنجی

و نده پوشان زادبوم من

با اخترانی از شعرای کيهانی

از کهکشان اههای خاکستری ميگذرند

و با گرسنگان جهان

ترانه ی رنگين کمانی ديگر را می انديشند.

ترانه هاپيروزی را می انديشم

با آهنگهای ارغوانی.

(ايرج جنتی عطايی)

پ.ن:ميدونی(ميدونم که ميدونی به روی خودت نمياری)يه جوريم تو اينو ميدونی راحتی و حقم با خودته که به روی خودت نياری يا بياری...تو که ميدونی خودت منم همينطور  و دو تا نقطه و يه x! ميگن وبلاگم داره منفی ميشه اين روزا حس قدم زدن زير بارون تو دلم ورجه وورجه ميکنه تو خيابونای جنگبانی با اون پاييز هميشه خيسش و افتاب های کمرنگش........حالا تو هستی و من چقدر وجودتو احساس ميکنم

راز کوچولو:(بذار بگن منفی شده!)

نویسنده : یلدا ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک