شرمنامه های من


+  

از هم گريختیم...
آسوده ام كه ديگر نيستي...

 ....
حالا می توانم
بلند بلند دوستت بدارم
و تو هرگز... 
دروغم را نشنوي....................................

نویسنده : یلدا ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک