شرمنامه های من


+ FaNtAsY

دوست داشتم  یک خانه داشتم  تنهایی

از آن ها که پنجره های سفید چوبی چهار گوش بزرگ دارند

با پرده های سفید

که کنارش گلدان های بلند باشد

یک روز آفتابی باشد

بروم دوش بگیرم و صابون توت فرنگی بزنم

موهام را همانطور خیس کتیرا بزنم فر بماند

چشم هام را سیاه کنم و سایه گلبهی ملایم بزنم

با رژگونه کالباسی

بعد  از آن پیراهن های دهه 50 آمریکایی  یکی از آن آبی گلدارهاش را بپوشم

بعد بروم کیک وانیلی بپزم  و  روش را خامه عسلی بمالم

کارامل و ژله انار و هلو هم باشد

قبل ترش بروم از نان سحر یا سه نان سر حمزه کلا نان شکلاتی و کشمشی بخرم

بعد کلی پاستیل نوشابه ای و میوه ای

بریزمشان توی آن سرامیک سفیدها

پسته ها و بادوم ه و برگه زردآلو هاا را بریزم توی کاسه سفالی خورشید خانم دارها

آن پاکت اسپرینگ واتری که گرفتم برات را بگذارم روی کافی تیبل

جاسیگاری سرامیکی مشکی قرمزهام کنارش

بعد بروم صفحه جیمز بلانت بگذارم توی گرامافون

همین که خم شوم موهام بریزد رو صورتم

تو  زنگ در را زده باشی

بیایی تو

بعد همان موقع

نیم خیز شده ببینمت

از آن لبخند خواستنی هات زده باشی و دستات را باز کرده باشی

بعد من بدوئم بیایم خودم را بندازم توی آغوشت و جیغ جیغ کنم

بعد دنیا اگر خواست دلش تمام شود..

واقعا مهم نیست بعدش چی میشود...باور کن...

نویسنده : یلدا ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک